بازديد : 4484 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 17 اسفند 1389
برای دانلود «دیوان ایرج میرزا» روی لینک زیر کلیک کنید:
http://www.4shared.com/file/CYDVPJGY/DIVAN_IRAJ_MIRZA.html
با توجه به اینکه نسخه ی قبلی دیوان ایرج میرزا که در وبلاگ قرار داده بودم، کامل نبود و چند شعر ایرج میرزا در آن نسخه جا افتاده بود آن را حذف کردم . در نسخه ی جدید که هم اکنون تقدیم می شود ، اشعار جا افتاده ، اضافه شده و علاوه بر آن، جهت سهولت در مطالعه، کتاب فهرست بندی شده است.
منتخبی از اشعار کتاب:
«جهاد اكبر»
(شب در بساط احرار از التفات سردار*
كنياك بود بسيار ترياك بود بي مر)
(هر كس به نشوه يي تاخت با نشوه كار خود ساخت*
من هم زدم به وافور از حد خود فزون تر)
(ترياك مُفت ديدم هي بستم و كشيدم*
غافل كه صبح آن شب آيد مرا چه بر سر)
(گشت از وفور وافور يُبس مزاج موفور*
چونانكه صبح ماندم در مستراح مضطر)
(ترياكيان الدنگ سازند سنده را سنگ*
چون قافيه شود تنگ وسعت فُتد به مَدبر)
(يك ربع مات بودم زان پس به جد فزودم*
تا جاي تو نمودم خالي من اي برادر)
(تا سيل خون نيامد سنده برون نيامد*
چيزي ز ك*ن نيامد جز پشكل محجر)
(الحق كه ريدن ما ترياكيان بدبخت*
باشد جهاد با نفس يعني جهاد اكبر !)
****
«قصه بامزه»
(گوش كن كآمدم امشب به نظر*
قصه ديگر از اين با مزه تر)
(اندر آن سال كه از جانب غرب*
شد روان سيل صفت آتش حرب)
(انگليس از دل دريا برخاست*
آتشي از سر دنيا برخاست)
(پاي بگذاشت به ميدان وغا*
حافظ صلح جهان آمريكا)
(گاري ليره ز آلمان آمد*
به تن مردم ري جان آمد)
(جنبش افتاد در احزاب غيور*
آب داخل شد در لانه مور)
(رشته طاعت ژاندارم گسيخت*
عده اي ماند و دگر عده گريخت)
(همه گفتند كه از وحدت دين*
كرد بايد كمك متحدين)
(اهل ري عرض شهامت كردند*
چه بگويم چه قيامت كردند)
(ليك از آن ترس كه محصور شوند*
بود لازم كه ز ري دور شوند)
(لاجرم روي نهادند به قم*
يك يك و ده ده و صد صد مردم)
(مقصد عده معدودي پول*
مقصد باقي ديگر مجهول)
(من هم از جمله ايشان بودم*
جزء آن جمع پريشان بودم)
(من هم از درد وطن با رفقا*
مي روم ليك ندانم به كجا)
(من و يك جمع دگر از احباب*
شب رسيديم به يك ديه خراب)
(كلبه اي يافته ماوا كرديم*
پا و پا تاوه ز هم وا كرديم)
(خسته و كوفته و مست و خراب*
اين به فكر خور و آن در پي خواب)
(يكي افسرده و آن يك در جوش*
عده اي ناطق و جمعي خاموش)
(هر كسي هر چه در انبانش بود*
خورد و در يك طرف حجره غنود)
(همه خفتند و مرا خواب نبرد*
خواب در منزل ناباب نبرد)
(ساعتي چند چو از شب بگذشت*
خواب بر چشم همه غالب گشت)
(ديدم آن سيده نره خره*
رفته در زير لحاف پسره)
(گويد آهسته به گوشش كه امير*
مرگ من لفت نده، تخت بگير!)
(اين چه بي حسي و بد اخلاقي ست*
رفته يك ثلث و دو ثلثش باقي ست !)
(تو كه همواره خوش اخلاق بدي*
چه شد اينطور بد اخلاق شدي)
(من چو بشنيدم از او اين تقرير شد*
شد جوان در نظرم عالم پير)
(هرچه از خلق نكو بشنيدم*
عملا بين رفيقان ديدم)
(معني خلق در ايران اين است !*
بد بود هركه به ما بد بين است!)
(هركه دم بيشتر از خلق زند*
قصدش آن است كه تا بيخ كند)
* * *
http://www.4shared.com/file/CYDVPJGY/DIVAN_IRAJ_MIRZA.html
با توجه به اینکه نسخه ی قبلی دیوان ایرج میرزا که در وبلاگ قرار داده بودم، کامل نبود و چند شعر ایرج میرزا در آن نسخه جا افتاده بود آن را حذف کردم . در نسخه ی جدید که هم اکنون تقدیم می شود ، اشعار جا افتاده ، اضافه شده و علاوه بر آن، جهت سهولت در مطالعه، کتاب فهرست بندی شده است.
منتخبی از اشعار کتاب:
«جهاد اكبر»
(شب در بساط احرار از التفات سردار*
كنياك بود بسيار ترياك بود بي مر)
(هر كس به نشوه يي تاخت با نشوه كار خود ساخت*
من هم زدم به وافور از حد خود فزون تر)
(ترياك مُفت ديدم هي بستم و كشيدم*
غافل كه صبح آن شب آيد مرا چه بر سر)
(گشت از وفور وافور يُبس مزاج موفور*
چونانكه صبح ماندم در مستراح مضطر)
(ترياكيان الدنگ سازند سنده را سنگ*
چون قافيه شود تنگ وسعت فُتد به مَدبر)
(يك ربع مات بودم زان پس به جد فزودم*
تا جاي تو نمودم خالي من اي برادر)
(تا سيل خون نيامد سنده برون نيامد*
چيزي ز ك*ن نيامد جز پشكل محجر)
(الحق كه ريدن ما ترياكيان بدبخت*
باشد جهاد با نفس يعني جهاد اكبر !)
****
«قصه بامزه»
(گوش كن كآمدم امشب به نظر*
قصه ديگر از اين با مزه تر)
(اندر آن سال كه از جانب غرب*
شد روان سيل صفت آتش حرب)
(انگليس از دل دريا برخاست*
آتشي از سر دنيا برخاست)
(پاي بگذاشت به ميدان وغا*
حافظ صلح جهان آمريكا)
(گاري ليره ز آلمان آمد*
به تن مردم ري جان آمد)
(جنبش افتاد در احزاب غيور*
آب داخل شد در لانه مور)
(رشته طاعت ژاندارم گسيخت*
عده اي ماند و دگر عده گريخت)
(همه گفتند كه از وحدت دين*
كرد بايد كمك متحدين)
(اهل ري عرض شهامت كردند*
چه بگويم چه قيامت كردند)
(ليك از آن ترس كه محصور شوند*
بود لازم كه ز ري دور شوند)
(لاجرم روي نهادند به قم*
يك يك و ده ده و صد صد مردم)
(مقصد عده معدودي پول*
مقصد باقي ديگر مجهول)
(من هم از جمله ايشان بودم*
جزء آن جمع پريشان بودم)
(من هم از درد وطن با رفقا*
مي روم ليك ندانم به كجا)
(من و يك جمع دگر از احباب*
شب رسيديم به يك ديه خراب)
(كلبه اي يافته ماوا كرديم*
پا و پا تاوه ز هم وا كرديم)
(خسته و كوفته و مست و خراب*
اين به فكر خور و آن در پي خواب)
(يكي افسرده و آن يك در جوش*
عده اي ناطق و جمعي خاموش)
(هر كسي هر چه در انبانش بود*
خورد و در يك طرف حجره غنود)
(همه خفتند و مرا خواب نبرد*
خواب در منزل ناباب نبرد)
(ساعتي چند چو از شب بگذشت*
خواب بر چشم همه غالب گشت)
(ديدم آن سيده نره خره*
رفته در زير لحاف پسره)
(گويد آهسته به گوشش كه امير*
مرگ من لفت نده، تخت بگير!)
(اين چه بي حسي و بد اخلاقي ست*
رفته يك ثلث و دو ثلثش باقي ست !)
(تو كه همواره خوش اخلاق بدي*
چه شد اينطور بد اخلاق شدي)
(من چو بشنيدم از او اين تقرير شد*
شد جوان در نظرم عالم پير)
(هرچه از خلق نكو بشنيدم*
عملا بين رفيقان ديدم)
(معني خلق در ايران اين است !*
بد بود هركه به ما بد بين است!)
(هركه دم بيشتر از خلق زند*
قصدش آن است كه تا بيخ كند)
* * *

مطالب پر بازديد
آخرين مطالب


