شناسایی روشی برای مشاهده مولکولی شدهاند که احتمالا جهان یا حداقل بخشهای داغ و آتشین آن از این جرم ساخته شده است.این مولکول یون هیدروژن سه اتمی یا H3+ که در فضای گسترده و سرد میان ستارهای حضور داشته، ممکن است کلید اسرار شکلگیری اولین ستارهها را پس از انفجار بزرگ در اختیار داشته باشد.
این محققان ماههای زیادی را برای انجام محاسباتی به منظور کشف شیوه شناسایی H3+ و رونمایی از نقش اساسی آن در ستاره شناسی و طیفسنجی صرف کرده و نتایج خود را در مجله Physical Review Letters منتشر کردهاند.
به گفته محققان، بیشتر جهان از انواع مختلف هیدروژن ساخته شده که شکل H3+ در فضای میانستارهای بسیار شایعتر است که یکی از مهمترین مولکولهای موجود محسوب میشود.
ابن مولکول همچنین پیشرو بسیاری از انواع واکنشهای شیمیایی از جمله آنهایی است که منجر به ترکیباتی همچون آب یا کربن که برای ایجاد حیات مهم هستند، میشوند.
ستارهها در مراحل شکلگیری ممکن است بقدری داغ شده که پیش از ایجاد، منفجر شوند مگر اینکه با استفاده از شیوه خاصی بتوانند انرژی مازاد را آزاد کنند. اینکار از طریق مولکولهایی صورت گرفته که به آرامی ستاره در حال شکلگیری را با تابش نور سرد میکنند و به اعتقاد ستارهشناسان تنها مولکولی که در آن زمان به انجام این کار میپرداخته، H3+ بوده است.
H3+ یک مولکول باردار الکتریکی موسوم به یون است که از سه اتم هیدروژن و تنها دو الکترون تشکیل شده است. فقدان یک الکترون منفی باعث شده این مولکول از یک بار مثبت برخوردار باشد.
محققان یک کد رایانهای را در ابررایانههای مرکز محاسبات با کارایی بالای دانشگاه آریزونا وارد کرده و به توصیف شیوههایی که H3+ طبق قوانین مکانیک کوانتومی ارتعاش پیدا کرده، پرداختند.
بر اساس سطح تقریبهای ایجاد شده در کد رایانه، محققان میتوانند نرمافزاری ایجاد کنند که قادر به توصیف دقیق حرکت مولکولهای کوچک یا تقریبی مولکولهای بزرگ خواهد بود.
نتایج بدست آمده توسط این دانشمندان با کارهای محققانی از لهستان، فرانسه، لندن و روسیه و همچنین موسسه مکسپلانک آلمان همراه شد که مولکول H3+ را در آزمایشگاه ایجاد و تائید کردند که خطوط طیفی آن با پیشبینیها مطابقت دارند.
این همکاری به محققان اجازه داده تا برای اولین بار به تعیین خطوط طیفی H3+ برای انواع خاص حرکات ارتعاشی در زمان آزادسازی فوتونها توسط یون با طول امواج نزدیک به مرئی بپردازند. این طول موجها به رنگ پرتوهای سبک H3+ از فضای میان ستارهای به سمت زمین کمک میکنند.
شناخت سطوح ارتعاشی و خطوط طیفی H3+ به ستاره شناسان و اخترشیمیدانان اجازه خواهد داد تا به غربالگری سیل خطوط طیفی پرداخته و ترکیبات عنصری اجسام در فضا را شناسایی کنند.
منبع: جام نیوز
آهنربای دائمی با کیفیت بالا کاربردهای بسیار زیاد و مهمی در علم و انقلاب تکنولوژیک ، مثلا در اسبابهای اندازه گیری الکتریکی دارند. ولی میدانهایی که توسط آنها ایجاد میشود خیلی قوی نیست، اگر چه آلیاژهای مخصوصی که اخیرا بدست آمدهاند داشتن آهنربای دائمی قوی که خواص مغناطیسی خود را برای مدت مدیدی حفظ کنند امکان پذیر ساخته است. از جمله این آلیاژها ، مثلا فولاد-کبالت است که شامل حدود 50% آهن ، 30% کبالت و مخلوطهایی از تنگستن ، کروم و کربن است.
عیب دیگر آهنربای دائمی این است که القای مغناطیسی آنها نمیتواند به سرعت تغییر کنند. از این نظر ، سیملولههای حامل جریان (آهنرباهای الکتریکی) بسیار مناسبند. زیرا با تغییر جریان در سیم پیچ سیملوله میتوان میدان آنها را به آسانی تغییر داد. با قرار دادن هسته آهنی داخل سیملوله ، میدان آن را میتوان صدها هزار بار افزایش داد. بیشتر آهنرباهای الکتریکی که در مهندسی بکار میروند چنین ساختمانی دارند.
ساخت آهنربای الکتریکی ساده
آهنربای الکتریکی ساده را میتوان در منزل ساخت. کافی است که چندین دور سیم عایق شدهای را بر یک میله آهنی (پیچ یا میخ ، بپیچانیم و دو انتهای سیم را به یک منبع dc نظیر انبار ، یا پیل گالوانی وصل کنیم. بهتر است آهن ابتدا تابکاری شود، یعنی ، تا دمای سرخ شدن داغ شود. مثلا در کوره گرم و سپس به آرامی سرد شود. سیم پیچ باید توسط رئوستایی با مقاومت 1W تا 20W به باتری وصل شود، بطوری که جریان مصرف شده از باتری خیلی شدید نباشد. گاهی آهنرباهای الکتریکی شکل نعل اسب را دارند که برای نگه داشتن بار بسیار مناسبترند.
ساختار آهنربای الکتریکی
میدان پیچه با هسته آهنی بسیار قویتر از پیچه بدون هسته است، زیرا آهن درون پیچه شدیدا مغناطیده و میدان آن بر میدان پیچه منطبق است. ولی ، هستههایی آهنی که در آهنرباهای الکتریکی برای تقویت میدان بکار میروند، فقط تا حدود معینی مقرون به مساحتاند. در واقع ، میدان آهنرباهای الکتریکی عبارت است از برهمنهی میدان حاصل از سیم پیچ حامل جریان و میدان هسته مغناطیده ، برای جریانهای ضعیف ، میدان دوم به مراتب قویتر از میدان اولی است.
وقتی که میدان در سیم پیچ افزایش مییابد، ابتدا این دو میدان به یک میزان معینی متناسب با جریان افزایش مییابند، بطوری که نقش هسته تعیین کننده میماند. ولی ، با افزایش بیشتر جریانی که از سیم پیچ میگذرد، مغناطش آهن کند میشود و آهن به حالت اشباع مغناطیسی نزدیک میشود. وقتی که عملا تمام جریانهای مولکولی موازی شدند، افزایش بیشتر جریانی که از سیم پیچ میگذرد نمیتواند چیزی بر مغناطش آهن اضافه کند، در حالی که میدان سیم پیچ به زیاد شدن متناسب با جریان ادامه میدهد.
هرگاه جریان شدید از سیم پیچ (برای دقت بیشتر ، در لحظهای که تعداد آمپر ـ دورها در متر به 106 نزدیک میشود.) بگذارند، میدان حاصل از سیم پیچ بسیار قویتر از میدان هسته آهنی اشباع شده میشود. بطوری که هسته عملا بیفایده میشود و فقط ساختمان آهنربای الکتریکی را پیچیده میکند. به این دلیل ، آهنرباهای الکتریکی ، پر قدرت بدون هسته آهنی ساخته میشوند.
آهنربای الکتریکی پر قدرت
تهیه آهنرباهای الکتریکی پرقدرت مسأله انقلاب تکنولوژیک بسیار پیچیدهای است. در واقع ، برای اینکه بتوانیم جریانهای بزرگی را بکار بریم، سیمپیچها باید از سیم کلفتی ساخته شوند. در غیر این صورت ، سیم پیچ شدیدا گرم و حتی گداخته میشود. گاهی بجای سیم از لولههای مسی استفاده میشود، که در آن جریان نیرومند آب برای خنک کردن سریع دیوارههای لوله که جریان از آن میگذرد گردش میکند. ولی با سیم پیچی که از سیم کلفت یا لوله ساخته شده است داشتن تعداد زیادی دور در واحد طول ناممکن است.
از طرف دیگر ، استفاده از سیم نازک تعداد دورهای زیادی را در واحد متر ممکن میسازد، نمیگذارد تا جریانهای زیاد را بکار بریم. پیشرفت زیادی را در ایجاد میدانهای مغناطیسی بدست آمده به بهره گیری از ابررساناها در سیم پیچهای مغناطیسها مربوط میشود، که بکار بردن جریانهای شدید را مقدور میسازد.
تکنیک کاپیتزا
کاپیتزا (P.L. kapitza) فیزیکدان شوروی سابق راه هوشمندانهای را برای بیرون آمدن از این وضع پیشنهاد کرد. او جریانهای عظیم 104 آمپر را برای مدت بسیار کوتاهی حدود 0.01 s از سیملولهای گذرانید. در این مدت ، سیم پیچ سیملوله خیلی شدید گرم نشد، در حالی که میدانهای مغناطیسی کوتاه مدت شدیدی بدست آمده بودند.
البته او وسایل خاصی را ترتیب داد که برای ثبت نتایج آزمایشهایی که در آنها اثر میدان مغناطیسی پرقدرت حاصل در سیملوله برای اجسام گوناگون مورد بررسی قرار میگرفتند. در اغلب کاربردهای فنی ، تعداد آمپر ـ دورها در سیم پیچهای آهنرباهای الکتریکی میدانهای نسبتا شدید میتوان بدست آورد (با القای چند تسلا).
منبع: رشد
محققان دانشگاه پادوای ایتالیا و آزمایشگاه آنگستورم سوئد بر این باورند که توانستهاند مشکل ازدحام امواج رادیویی را حل کنند.
با ادامه انطباق جهان در عصر دیجیتالی، معرفی گوشیهای هوشمند جدید، اینترنت بیسیم و تلویزیونهای دیجیتال بدین معنی است که باندهای فرکانس رادیویی در دسترس برای پخش اطلاعات، کوچکتر و کوچکتر میشوند.
یک موج میتواند در نزدیکی محور خود چندین بار در جهت یا خلاف جهت ساعت پیچ بخورد که به معنی قابلیت انطباق آن در چندین ترکیب است.
به گفته دانشمندان، در یک چشمانداز سه بعدی، این فاز شبیه یک ماکارونی فرمی پیچدار است.
هر یک از این امواج تابیده میتوانند حتی در یک باند فرکانس بطور مستقل، ایجاد، تکثیر و شناسایی شده و مانند کانالهای ارتباطی مستقل رفتار کنند.
برای نمایش قابلیت این امواج، دانشمندان به انتقال دو موج رادیویی تابیده در باند 2.4 گیگا هرتز در یک مسافت 442 متری از یک فانوس دریایی در جزیره سن جورجیو به یک دیش ماهواره در بالکن ساختماتی در شهر ونیز پرداختند که در آنجا دو کانال جداگانه را دریافت میکرد.
این کشف جدید علاوه بر افزایش کمیت اطلاعات منتقل شده در اطراف زمین، میتواند به درک بهتر اجسام خارج زمینی مانند سیاهچالهها کمک کند. سیاهچالهها بطور مداوم به دور خود میچرخند و امواج در زمان عبور از میان آنها، در مسیر این سیاهچاهها بهم میپیچند.
نتایج این دستاورد در مجله فیزیک منتشر شده است.
منبع: ایسنا
آب تبلور به چه معناست؟
آب تبلور آبی است كه به همراه مولكولهای بعضی بلورهای جامدهای یونی است. هنگامی كه یک جامد یونی از محلول آبی متبلور می شود به عنوان مثال باریم كلرید محلول در آب است و ما به وسیلهی تبخیر یک مقدار از محلول و اشباع كردن محلول، مقداری بلور BaCl2 به دست می آوریم. در این هنگام تعدادی از مولكولهای آب در شبكه بلور به دام افتاده و با بلور پیوندهای ضعیف واندروالسی برقرار می كند. در این هنگام ما به جای BaCl2 خالص، نمک متبلور آن را داریم و فرمول آن به صورت ((BaCl2, 2H2O(s) می باشد. به این گونه بلورهای نمكی كه با مولكولهای آب همراه هستند، هیدرات و به آبی كه این بلورها را همراهی می كند و در شبكه ی بلوری این نمكها وارد شده است، آب تبلور گفته می شود. مثال دیگر از این دست، سولفات مس هیدراته است كه دارای 5 مولكول آب تبلور می باشد:( (CuSO4, 5H2O (s)
معمولا ً ظاهر هیدراتها با تركیبات بی آب آنها كاملا ً تفاوت دارد. به طور معمول، هیدراتها بلورهای نسبتا ً بزرگ و غالبا ً شفاف تشكیل می دهند. هیدراتها بر اثر گرم شدن تجزیه می شوند و آب تبلور خود را به صورت بخار آب از دست می دهند.
BaCl2, 2H2O(s) à BaCl2 (s) + 2H2O(g(
از بین رفتن آب تبلور یک هیدرات را شكوفا شدن می نامند.
رنگ برخی از نمک های آب پوشیده با رنگ نمک بی آب آنها متفاوت است، از این رو، از این نمكها به عنوان شناساگر رطوبت استفاده می كنند. مثلا ً
قرمز رنگ CoCl2.2H2O
صورتی رنگ CoCl2.5H2O
بنفش رنگ CoCl2.4H2O
آبی رنگ CoCl2
مسائل مربوط متبلور معمولا ًَ به این صورت است كه مقدار مشخصی از نمک را حرارت داده و وزن آن در اثر تبخیر آب درون آن كاسته می شود. از روی كاهش وزن داده شده از ما می خواهند كه نسبت آب به نمک را محاسبه كنیم. به عنوان مثال:
023/1 گرم نمک آب پوشیده ی مس II سولفات را در یک بوته ی چینی حرارت می دهیم تا آب آن بخار شود. 654/0 گرم نمک بی آب مس II سولفات در بوته باقی می ماند. حساب كنید به ازای هر مول CuSO4، چند مول آب در نمک آبدار وجود داشته است.(جرم مولی مس، گوگرد، اكسیژن و هیدروژن به ترتیب 64، 32، 16 و 1 گرم بر مول است.)
برای حل این گونه سؤالات باید سه مرحله طی كنیم:
1- ابتدا این رابطه را بنویسیم و جرم هر یک از این گونه ها را حساب كنیم: آ- جرم نمک آبدار ب- جرم نمک بی آب ج- جرم آب و این رابطه را برایش بنویسیم:
جرم نمک آبدار = جرم نمک بی آب + جرم آب
2- تبدیل كردن جرم نمک بی آب به مول
3- تبدیل كردن جرم آب به مول
4- به دست آوردن نسبت مولی آب به نمک به وسیله ی تقسیم كردن مرحله ی 4 به مرحله ی 3
پس با استفاده از مرحله ی اول، ابتدا جرم آب بخار شده را حساب كنیم:
جرم آب بخار شده = جرم نمک آب پوشیده – جرم نمک بی آب
369/0 = 654/0 - 023/1
بنابراین مقدار آب بخار شده برابر 369/0 گرم می باشد.
2- حال باید تعداد مول نمک بی آب را محاسبه می نماییم. برای این منظور جرم نمک مورد نظر را در معكوس جرم مولی آن ضرب می نماییم.
= تعداد مول نمک بی آب
Mol 004/0=g CuSO4 160 / mol CuSO4 1 * g CuSO4 654/0
3- حال باید ببینیم این مقدار گرم آب برابر چند مول آب می باشد. برای این منظور به این ترتیب عمل می كنیم:یعنی باید جرم مورد نظر را در معكوس جرم مولی آب ضرب نماییم. جرم مولی نیز با جمع جرم اتمهای تشكیل دهنده ی با در نظر گرفتن تعداد آن ها به دست می آید.
= تعداد مول آب بخار شده
Mol 020/0=g H2O 0/18 / mol H2O 1 * g H2O 369/0
4- حال نسبت تعداد مول های آب بخار شده به مول های نمک بی آب را به وسیله ی تقسیم آن ها به یكدیگر به دست می آوریم.
1/5 = mol 400/0 / mol 020/0 = تعداد مول CuSO4 / تعداد مول H2O
پس نسبت آب به نمک برابر 5 به 1 است. بنابراین فرمول تجربی این نمک CuSO4.5H2O بوده، تعداد آب تبلور آن 5 است.
منبع: WWW.TEBYAN.NET

